تبليغاتX
وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت - تاريخ‌ پس‌ از ظهور2-4

تاريخ‌ پس‌ از ظهور2-4 دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 5:53
با پيمودن‌ اين‌ مسير، شرط‌ سوم‌ از شرايط‌ سه‌گانة‌ ظهور تحقق‌ مي‌يابد به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ هرگاه‌ ايمان‌ مردم‌ و اخلاص‌ آنها افزون‌ گردد، احتمال‌ به‌ حد نصاب‌ رسيدن‌ ياوران‌ امام‌(ع‌) براي‌ قيام‌ عدالت‌گستر جهاني‌، بيشتر خواهد شد.
مفهوم‌ سوم‌ از مفاهيم‌ سه‌ گانه‌ غيبت‌ كبري‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از:
پنهان‌ بودن‌ شخص‌ امام‌(ع‌) و محل‌ زندگي‌ ايشان‌ از نگاه‌ مردم‌.
بزرگ‌ترين‌ ثمرة‌ اين‌ مفهوم‌ (در نسبت‌اش‌ با روز موعود) عبارت‌ است‌ از حفظ‌ امام‌(ع‌) از شرّ دشمنان‌، براي‌ انجام‌ مأموريت‌ سترگ‌ الهي‌اش‌ در آن‌ روز ارجمند.
در برخي‌ روايات‌ به‌ اين‌ مطلب‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
شيخ‌ طوسي‌ در كتاب‌ الغيبه‌ از زراره‌ نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ امام‌(ع‌) فرمود: قطعاً براي‌ قائم‌ ما قبل‌ از ظهورش‌، غيبتي‌ است‌ عرض‌ كردم‌: به‌ چه‌ علّت‌؟ فرمودند: چون‌ از كشته‌ شدن‌ هراس‌ دارد.»
در حديث‌ ديگر، زراره‌ مي‌گويد: «شنيدم‌ كه‌ حضرت‌ صادق‌(ع‌) فرمود: براي‌ آن‌ نوجوان‌ [امام‌ مهدي‌(ع‌)]، پيش‌ از قيامش‌، غيبتي‌ است‌ گفتم‌: چرا؟ فرمود: مي‌ترسد. آنگاه‌ امام‌ به‌ شكم‌ خود اشاره‌ كردند (كنايه‌ از خطر كشته‌ شدن‌ امام‌ عصر(ع‌).»
شيخ‌ صدوق‌ در كمال‌ الدين‌ از سعيد بن‌ جبير نقل‌ كرده‌ كه‌: «شنيدم‌ امام‌ سجاد(ع‌) فرمود: براي‌ قائم‌ ما اهل‌ بيت‌، سنتهايي‌ از سنن‌ انبيا است‌... تا آنجا كه‌ فرمود: ... و امّا از موسي‌، ترس‌ و غيبت‌...».
و در حديث‌ ديگري‌ از محمدبن‌ مسلم‌ نقل‌ شده‌ كه‌ گفت‌: «بر امام‌ صادق‌(ع‌) وارد شدم‌، و قصد داشتم‌ كه‌ دربارة‌ قائم‌ آل‌ محمد(ص‌) سؤال‌ كنم‌، اما ايشان‌ پيش‌ از هر پرسشي‌ فرمود: اي‌ محمدبن‌ مسلم‌، همانا قائم‌ ما، شباهتهايي‌ به‌ پنج‌ پيامبر دارد... و امّا شباهت‌ او به‌ موسي‌، دوام‌ ترسش‌ و طولاني‌ بودن‌ غيبت‌ و مخفي‌ بودن‌ ولادتش‌ مي‌باشد...
و شايد اين‌ فايده‌، تنها مصلحتي‌ باشد كه‌ روايات‌ براي‌ غيبت‌ كبري‌ بر شمرده‌اند؛ زيرا در زمان‌ صدور اين‌ روايات‌، تنها اين‌ مصلحت‌، با سطح‌ فكري‌ و فرهنگي‌ مردم‌ سازگار بوده‌ است‌.
اثبات‌ اين‌ فايده‌ پس‌ از قبول‌ دو مطلب‌ زير، ممكن‌ مي‌گردد:
1. فهم‌ و برداشت‌ اماميه‌ مبني‌ بر اين‌كه‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) نفر دوازدهم‌ از امامان‌ معصوم‌(ع‌) است‌؛ همان‌ فهمي‌ كه‌ بر پاية‌ آن‌ بيشتر مفاهيم‌ غيبت‌ كبري‌ را اثبات‌ مي‌كنيم‌.
2. اگر امام‌ مهدي‌(ع‌) در پس‌ پرده‌ غيبت‌ نبود و در نزد همه‌ شناخته‌ شده‌ بود، قطعاً پيش‌ از فرارسيدن‌ روز موعود، ستم‌كاران‌ او را مي‌كشتند؛ زيرا همگي‌ پذيرفته‌ايم‌ كه‌ هدف‌ اساسي‌ امام‌(ع‌) پاك‌ كردن‌ زمين‌ از ستم‌ و بيداد است‌ و طبيعتاً هر كسي‌ كه‌ منافعش‌ در تقابل‌ با اين‌ مأموريت‌ باشد، در برابر امام‌(ع‌) خواهد ايستاد.
در آن‌ صورت‌، دست‌ يافتن‌ به‌ امام‌(ع‌) به‌ سادگي‌ امكان‌ پذير خواهد بود؛ زيرا حضرت‌اش‌ يار و ياوري‌ ندارد و اگر هم‌ داشته‌ باشد بسيار كم‌ خواهند بود، چون‌ به‌ حدّ نصاب‌ رسيدن‌ ياران‌ امام‌ براي‌ قيام‌ جهاني‌، اندكي‌ پيش‌ از ظهور اتفاق‌ خواهد افتاد ولي‌ در زمانهاي‌ پيش‌ از آن‌، چون‌ برنامه‌ كلي‌ الهي‌ به‌ سرانجام‌ و نتيجه‌ نرسيده‌، بالطبع‌ آن‌ تعداد كافي‌ نيز مهيا نيست‌.
در نتيجه‌ اين‌ اوضاع‌ و احوال‌، ناچار بايد غايب‌ و ناشناس‌ باشد تا همچون‌ ذخيره‌اي‌ براي‌ مأموريت‌ جهاني‌ باقي‌ ماند.
از سوي‌ ديگر روشن‌ است‌ كه‌ با كشته‌ شدن‌ امام‌(ع‌)، رهبر آن‌ قيام‌ جهاني‌ از دست‌ مي‌رود در حالي‌ كه‌ طبق‌ عقيده‌ اماميه‌، براي‌ آن‌ پيشوا، جايگزيني‌ وجود ندارد و در اين‌ صورت‌ حكومت‌ جهاني‌ و هدف‌ اصلي‌ از آفرينش‌ بشر، خلل‌ مي‌پذيرد.
اشكال‌: امكان‌ شناخته‌ شدن‌ امام‌(ع‌) وجود دارد ولي‌ خداوند او را با معجزه‌ حفظ‌ مي‌كند.
جواب‌: با توجه‌ به‌ قانون‌ معجزه‌، هرگاه‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌، بدون‌ معجزه‌ امكان‌ پذير باشد، نيازي‌ به‌ آن‌ نيست‌ و هر چيزي‌ طريق‌ طبيعي‌ خودش‌ را طي‌ مي‌كند. پس‌ دربارة‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) بايد گفت‌ از آنرو كه‌ ايشان‌ دوازدهمين‌ امام‌ است‌ و پس‌ از او امامي‌ نيست‌، حفظ‌ وجود شريفش‌ براي‌ روز موعود و طولاني‌ شدن‌ عمر مباركش‌ به‌ مدد معجزه‌ قطعي‌ است‌ و جايگزيني‌ براي‌ آن‌ نيست‌ و لذا براي‌ همين‌ است‌ كه‌ معجزه‌ رخ‌ داد و عمر ايشان‌ طولاني‌ شده‌ است‌.
اما حفظ‌ امام‌ براي‌ روز موعود و دفع‌ خطر كشته‌ شدن‌ از ايشان‌، فقط‌ از طريق‌ معجزه‌ نيست‌ بلكه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ از طريق‌ غيبت‌ نيز باشد 6 و اين‌ راهي‌ طبيعي‌ و غير اعجازي‌ است‌ كه‌ اساسي‌ جز غفلت‌ مردم‌ از حقيقت‌ امام‌ و عدم‌ آگاهي‌ آنها به‌ اين‌ كه‌ ايشان‌ مهدي‌ است‌، ندارد.
و لذا كسي‌ وجود ندارد كه‌ با علم‌ و اطلاع‌ از اين‌ كه‌ او مهدي‌ است‌، قصد كشتن‌اش‌ را نمايد. پس‌ هنگامي‌ كه‌ راه‌ طبيعي‌ وجود داشته‌ باشد، نوبت‌ به‌ معجزه‌ نمي‌رسد.
با شناخت‌ مفاهيم‌ غيبت‌ كبري‌ و نتايج‌ آن‌ نسبت‌ به‌ امت‌ اسلامي‌ و نيز كل‌ بشريت‌ و هم‌چنين‌ نسبت‌ به‌ امام‌ به‌طور خاص‌ و عملي‌ شدن‌ روز موعود به‌طور عام‌، براي‌ ما به‌ روشني‌، اهميت‌ غيبت‌ كبري‌ و محوريت‌ آن‌ در برنامه‌ كلي‌ الهي‌ ـ كه‌ هرگز نمي‌توان‌ از آن‌ بي‌نياز بود ـ معلوم‌ مي‌شود.
امّا با قبول‌ فهم‌ غير اماميه‌ دربارة‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) و اين‌ كه‌ او فردي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ خودش‌ متولد خواهد شد و در زمان‌ او انقلاب‌ جهاني‌ و عدالت‌مدار، پيروز مي‌شود، بايد گفت‌ چنين‌ رهبري‌ هرگز قادر به‌ رهبري‌ عادلانه‌ در جهان‌ نخواهد بود. فرضاً اگر براي‌ مدتي‌ هم‌ بتواند اين‌ كار را سامان‌ دهد، ولي‌ همواره‌ نخواهد توانست‌ ضامن‌ اجراي‌ قانون‌ اسلام‌ باشد.
اين‌ كه‌ مي‌گوييم‌ چنين‌ انساني‌ توانايي‌ انجام‌ اين‌ مأموريت‌ را ندارد، به‌دليل‌ عدم‌ شايستگي‌ و لياقت‌ و نيز ناتواني‌ او بر اين‌ امر است‌. به‌ويژه‌ آنكه‌ چنين‌ شخصي‌ از همه‌ نتايجي‌ كه‌ براي‌ غيبت‌ كبري‌ شمرده‌ايم‌ به‌ ويژه‌ صفت‌ عصمت‌، بي‌بهره‌ است‌.

نوشته شده توسط محبان_مهدی  | لینک ثابت |