تبليغاتX
وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت

یار پاکباخته امام زمان(ع) چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 7:56
 گذری بر زندگانی و تشرفات مرحوم حاج قدرت الله لطیفی , عضو هیأت امنای مسجد مقدس جمکران
ای مردم، اگر مرغی از شما گم شود به همه جا سر مي‌زنید تا آن را بیابید. چگونه است که غافلید و دنبال امام گم‌شدة خود نمي‌‌گردید؟
مرحوم حاج قدرت الله لطیفی به سال 1304 شمسی، در محلة عین الدوله شهر تهران چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی گرایش قابل توجهی به امور دینی و ولایی در او نمایان بود. پس از گذراندن دوره ابتدایی به مدرسه علميه حاج ابوالفتح، واقع در ميدان قیام، رفت و تحصیل علوم دینی را در زیّ طلبگی آغاز نمود.




از جمله ويژگی‌های ممتاز آن مرد خدا این بود که از نوجوانی به نماز جماعت علاقه و توجه خاصی داشت. در یکی از نمازهای جماعت آن ایام بود که بزرگ‌ترین تحوّل زندگی او اتفاق افتاد. قدرت الله نوجوان شبی برای شرکت در نماز جماعت به مسجد فائق رفته بود. پیرمردی روحانی و آسمانی با لباس‌هایی ژنده و مندرس از امام جماعت مسجد اجازه مي‌خواهد بین دو نماز دقایقی کوتاه برای نمازگزاران صحبت کند. پس از اذن امام جماعت، وی جملاتی را دربارة امام عصر(ع) و غربت آن حضرت و لزوم انتظار ایشان بیان مي‌کند و در ادامه با سوز و گداز مي‌گوید:

ای مردم، اگر مرغی از شما گم شود به همه جا سر مي‌زنید تا آن را بیابید. چگونه است که غافلید و دنبال امام گم‌شدة خود نمي‌‌گردید؟

این عبارات در وجود مستعد، قلب پاک و جان شیفته او چنان آتشی برپا مي‌کند که تا آخرین لحظة حیات در وجودش زبانه مي‌کشید و تمام عمر را با یاد آن عزیز مي‌گذراند.

هم‌زمان با این ماجرا و در همين ایام به پیشنهاد یکی از دوستان، به محضر مرحوم «سید کریم کفّاش» ـ  که یکی ازاولیای الهی و مرتبطان با ساحت مقدّس حضرت ولی عصر(ع) بود ـ شرف‌یاب مي‌شود. آقای لطیفی خود نقل مي‌کرد که مرحوم كفّاش به دوست همراهم که معرّفم نیز بود، گفت شما اگر مي‌خواهید مي‌توانید بروید. بعد از آن به من اشاره کرد كه: «شما بمانید!» مجلس که خلوت شد و با مرحوم كفّاش تنها شدم مرا کنار خویش نشانده، فرمود:

شب‌های جمعه در منزل ما مجلس روضه‌ای خصوصی برپاست و شما از این هفته حتماً تشریف بیاورید. حضرت مهدی ـ سلام الله علیه ـ سفارش شما را به ما کرده‌اند. هر وقت تمایل داشتید مي‌توانید به اینجا تشریف بیاورید و در تمام ساعات هر روز هفته، در منزل به روی شما باز است.

اولین جلسه‌ای که به مجلس روضه رفتم، حضور افراد برجسته‌ای مانند: شیخ مرتضی زاهد، شیخ محمد حسین زاهد، حاج مقدس ، آقا یحیی سجادی ، شیخ رجب‌علی خیاط، که بعضی وقت‌ها به آن جلسه تشریف مي‌آورد، توجهم را به خود جلب کرد.

آقای لطیفی تا پایان عمر مرحوم كفّاش در محضر ایشان شاگردی کرد. مرحوم كفّاش پیش از مهاجرت به نجف به آقای لطیفی فرموده بود : «من به نجف مي‌روم و دیگر مرا پیدا نمي‌کنید». هرچند مرحوم لطیفی به واسطة تعلق خاطر جدّی که به ایشان پیدا نموده بود راهی نجف مي‌شود ولی پیش از آنکه به استاد برسد ایشان دار فانی را وداع گفته بود و برای هميشه ميان آن‌دو جدایی مي‌افتد.

 اندکی بعد، مرحوم لطیفی به تهران بازگشته، از محضر شیخ رجب علی خیاط بهره‌مند مي‌گردد. پس از مدتی سکونت و تحصیل در قم، شوق و ارادت به آستان مقدس امام هشتم(ع) او را به مشهد کشاند. زندگی در مشهد هرچند شیرینی‌هاي خاص خود را داشت، در عین حال، به مرور ایام طعم بعضی از سختی‌ها را به مرحوم لطیفی چشاند.

هزینه‌های تحصیل مرحوم لطیفی همچنان با پدر بزرگوارش بود و او به جهت اشتغال به تحصیل امکان فعالیت اقتصادی و کسب درآمد را نداشت. در همين ایام بود که مشکلات مالی پدر و فاصلة زیاد ميان  تهران و مشهد شرایطی را به وجود آورد که ناچار به خرید نسیه از مغازه‌داران شد. مقدار نسیه‌ها که زیاد شده بود مغازه‌داران از دادن جنس به آن مرحوم امتناع مي‌کنند. ایشان به ناچار روزهای سختی پس از این ماجرا تجربه مي‌کند به شکلی که روزها از سر اجبار قصد روزه مي‌کرد و تنها سحری و افطاری که برای ميل کردن در اختیار داشت چند جرعه آب بود. روز سوم که آن مرحوم برای زیارت و عرض حاجت به حرم مطهّر مي‌رود، پس از زیارت و اقامة نماز به منزل باز مي‌گردد. با آب که افطار مي‌کند از شدت ضعف از هوش مي‌رود.

دقایقی که مي‌گذرد سه نفر در حجره را مي‌زنند و مرحوم لطیفی با نهایت ضعف برخاسته، در را برایشان باز مي‌کنند. سه نفر به داخل مي‌آیند که در دیدارهای بعدی برای او معلوم مي‌شود که یکی از آن سه تن وجود نازنین امام عصر(ع) است. ایشان برای او مائدهای آسمانی، ذغال و دیگر ملزوماتی را که نیاز داشت آورده بودند. پس از آنکه افطار کرده، به حالت طبیعی خود بازمي‌گردد، حضرت ولی عصر(ع) به او دستور مي‌دهند که به تهران بازگردد و به تأسیس مدارس اسلامي‌ همت گمارد. ایشان امر مولای خود را امتثال نموده، در تهران با تأسیس دارالتعلیم علوی جریان مدارس اسلامي‌ را بنا مي‌نهد. دانش آموزان مدرسة او در مقایسه با دیگر مدارس اسلامي‌ معرفت و توجه بیشتری نسبت به حضرت ولی‌عصر(ع) داشتند.

او پیش از این نیز از سر عشق و علاقه‌ای که به مولا و صاحبش داشت اقدام به برپایی مجالس دعای ندبه ، در حدود 55 سال قبل، برای اولین بار نموده بود تا مقدمات ظهور انفسی حضرتش فراهم آید.مرحوم لطیفی معتقد بود که پیش از ظهور آفاقی و فراگیر حضرت مهدی(ع) باید سیمای دلربای ایشان در انفس و قلوب مردمان نمایان شود و این ممکن نیست مگر با تحصیل معرفت نسبت به آن حضرت. به دست آوردن معرفت نیز نیازمند توجه به آن وجود سراسر مهر و نور است. حلقه‌های ذکر و جلسات دعا برای حضرت نیز سریع‌ترین و ساده‌ترین راهی است که مي‌تواند در این راستا نتایج فوق‌العاده‌ای را به بار آورد. دیدار با حضرت حجّت ـ سلام الله علیه ـ یکی از آثار و برکاتی بود که از این ابتکار نصیب او گردیده بود.

 برپایی مجالس ذکر مولا و تبلیغ مهدویت از جمله فعالیت‌های آن مرحوم بود که تا آخرین روزهای عمر مبارک و پر خیر و برکتش به آن اهتمام داشت و لحظه‌ای در انجام آن کوتاهی و تردید نمي‌ورزید.

شب نیمة شعبان سال 1348شمسی نقطه تحول بعدی در زندگی آکنده از خیر و برکت ایشان رقم مي‌خورد. آن مرحوم خود نقل مي‌کرد که  شب نیمه شعبان را در مسجد جمکران، در شرایطی به سر بردم که در آن ایام هیچ رونق و اوضاع مناسبی نداشت. احوال نابسامان مسجد، به خصوص مسائل بهداشتی،  وضوخانه و ... خیلی مرا منقلب و ناراحت کرد.

تعداد زائران معدود مسجد، پاسی از شب گذشته با آخرین سواری‌های موجود عازم قم شدند؛ اما من با اصرار زیاد  و دادن مبلغی پول به خادم مسجد تا صبح در مسجد ماندم. تمام شب را با حالی خوش مشغول به دعا و راز و نیاز و توسل بودم. در ميانه‌های شب بود که  وجود مقدس امام عصر(ع) همراه با دو نفر تشریف فرما گشته، نقشه‌ای را به دستم دادند و مرا مأمور به تجدید بنای مسجد نمودند. و اكنون پس از چهل سال پیگیری و تحمل زحمت‌ها و مرارت‌های بیشمار مسجد مقدس جمکران، چنان مورد توجه مردم قرار گرفته که تنها در هر شب نیمة شعبان، پذیرای ميليون‌ها زائر و مشتاق وجود مبارک امام زمان(ع) مي‌شود.

مرحوم لطیفی در مدت سکونت خود در تهران اقدام به تأسیس و راه اندازی چند صندوق قرض الحسنه کرده، هماره تمام تلاش خود را برای خدمت به مردم و برآوردن حاجات مردم به کار مي‌بست. علاوه بر آنچه تاکنون برشمردیم موارد زير نیز از آن مرد خدا به یادگار مانده است:

ترميم و توسعة بقعة حضرت سکینه بنت اميرالمومنین(ع) در سوریه، امامزاده یحیی بن زید در افغانستان، و چندین امامزادة دیگر و عضویت در هیأت امنای آنها، تأسیس دارالشفای حضرت مهدی(ع) در جمکران، احداث درمانگاه حضرت ولی عصر(ع) تهران، بیمارستان حضرت مهدی(ع)، بنای مسجد شاهزاده علی اصغر و حسینیه حضرت اسحاق مازندران و بنیادها، حسینیه‌ها و خیریه‌های متعدد دیگر در گوشه و كنار کشور.

آیت الله العظمي‌ وحید خراسانی از مراجع عظام تقليد، ایشان را انسان کامل مي‌دانست و آیت الله العظمي‌ صافی گلپایگانی بر این باور بود که با ازدست رفتن ایشان کسی نخواهد توانست جای خالی او را پر کند و هیچ کس را مانند ایشان مسلط بر نفس خود ندیده بودند. او که با سجایای اخلاقی نیکو، و تحمل بس عظیمي كه داشت بیننده را به شگفتی وا مي‌داشت.

مرحوم لطیفی به معنای واقعی، زندگی خویش را وقف مردم نموده بود و با صبر و حوصلة تمام، ساعت‌ها به درد دل مراجعه‌کنندگان گوش فرا مي‌داد و چنان بر این رویه اهتمام داشت که در این سال‌های آخر عمر هرگز ضعف و کسالت‌های ناشی از کهولت سن مانع پیگیری‌های مجدّانه ایشان در امور خلایق نگشت.همواره روایت شریف نبوی «من أصبح و لم یهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم» را به دیگران توصیه مي‌نمود و در پيشگامي‌اش در عمل به این روایت، توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب مي‌کرد؛ چه آن مرحوم هر روز خود را با پاسخ‌گویی به تلفن مردم آغاز و نیز با آن به پایان مي‌رساند. بزرگی این مرد خدا به حدی بود که هرچند بسیاری از بزرگان و چهره‌های شاخص از ایشان استمداد مي‌کردند و به بهترین حالت ممکن پاسخ خود را مي‌گرفتند ولی با این حال هیچ‌گاه ایشان ميان مسئولان و مردم عادی تفاوتی قائل نشد و در پایان عمر، در نهایت سادگی و بی‌ آنکه تعلق خاطری به زخارف دنیا داشته باشد زندگی را وداع گفت و حیات جاودان یافت.

تمام روزهای زندگی مرحوم لطیفی در تبلیغ دین خدا، تحبیب نام مولا و ترویج فرهنگ ناب مهدوی عاری از هر نوع شوائب دنیوی و نيز گره گشایی از امور مسلمانان و بندگان خدا خلاصه مي‌شد و شب‌هایش سراسر به عبادت و مناجات و تضرع مي‌گذشت. مثال همان که مولی الموحدین علی(ع) در خطبه متقین توصیف فرمودند.

در آخرین روزهای عمرش، دوستان بسیار نزدیک از آن مرحوم شنیده بودند که در پایان مرداد ماه، سفری در پیش دارد که دیگران وي را نخواهند دید، و به خدمت مولا صاحب‌الزمان(ع) بار خواهد یافت. هنگامه غروب روز یک‌شنبه پنجم شعبان المعظم، مصادف با بیست و هشتم مرداد پس از یک هفته بیهوشی، وعده‌ای که به او داده شده بود، تحقق یافت و توفیق بار يافتن به آستان مقدس حجّت حیّ خداوند ـ سلام الله علیه ـ نصیبش گشت. اميد که در آینده‌ای نه چندان دور، شاهد ظهور آفاقی امام موعود حضرت صاحب الامر(ع) باشیم و همگی در کنار هم در آستان مقدسش به خدمتگزاری مفتخر گردیم. انشاءالله 
روحش شاد

کپي رايت توسط : ...:: MouoodOnline ::...
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبي و ذکر منبع امکان پذير است

نوشته شده توسط محبان_مهدی  | لینک ثابت |

عدالت مهدوی و ادیان دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 7:37

از ديرباز، انديشه خرافي برخوردهاي تند و خشونت¬بار سپاه امام مهدي (عج) با انسان¬هاي عصر ظهور در اذهان بسياري نفوذ كرده است و گاه اين تصور به دور از واقعيت و تصوير تاريك از عصر پرفروغ ظهور، انسان¬هاي نادان را به مرز بي‌رغبتي و احياناً تنفر از درك آن روزگار پرشكوه كشانده است. براساس اين ديدگاه، وقتي برخورد امام مهدي(عج) با مسلمانان و شيعيان چنين باشد، غيرمسلمانان جاي خود دارند. فرورفتن در منجلاب فساد و تباهي و دوري از فضيلت¬ها و آرمان¬هاي اخلاقي، غيرمسلمانان را سزاوار برخوردي سهمگين و انتقامي سخت كرده است و سپاه مهدي موعود (عج) از سوي خداوند متعال مأمور گرفتن اين انتقام است.

اما ميراث فرهنگي پيشوايان ديني (ع) سخني جز اين دارد و واقعيت را به گونه¬اي ديگر ترسيم كرده است. مهدي (عج) نه مهدي مسلمانان كه مهدي همه امت¬ها است؛ «السلام علي مهدي¬الامم».[2] و عدالت او نه مخصوص مسلمانان كه براي همگان است: «يسع عدله البروالفاجر»[3]. او مظهر رحمت واسعة¬ الهي است: «السلام عليكَ ايها الرَحمة الوَاسفعَة»[4] و رحمت الهي همگان را فراگرفته است. ]رحمتي وفسفعَت كل شي[[5]. او بهار مردمان است: «السلام علي ربيع¬الانام»[6] و خرمي روزگاران: «ونضرة‌الايام»[7] و چونان بهار، خرمي و طراوتش را به همگان هديه مي¬كند.

از عدالت مهدوي در ارتباط با معتقدان ديگر اديان الهي در ابعاد مختلف مي¬توان سخن گفت. عدالت در دعوت (تبيين، دادن فرصت فكر و تصميم¬گيري و...)، عدالت قضايي، عدالت اقتصادي و... از ابعاد مختلف برخوردهاي عادلانه امام مهدي (عج) است و اين مواجهه گاه از مرز عدالت خارج شده و به حوزه احسان وارد مي¬شود. نزول عيسي ع از آسمان و شركت دادن او در تشكيل حكومت عدل جهاني و نيز سپردن نقش محوري به ايشان در كشتن دجال و سفياني ـ به عنوان دو جبهه از مهم¬ترين جبهه‌هاي مخالف حكومت جهاني امام مهدي (عج) ـ و در نتيجه، شكل‌گرفتن احساس مشاركت و بلكه مالكيت نسبت به اين حركت جهاني در ميان اهل كتاب، از اقدامات محسنانة امام مهدي (عج) خواهد بود.

ما از ميان ابعاد مختلف عدالت مهدوي در مواجهه با اهل‌كتاب، تنها به اين سؤال پاسخ خواهيم داد كه آيا آن حضرت در آغاز حركت جهاني خويش با اهل كتاب برخوردي عادلانه، مسالمت¬آميز و همراه با رأفت و رحمت خواهد داشت و يا اين‌كه بسياري از آنان را از دم شمشير خواهد گذراند؟ قراين كدام ديدگاه را تأييد مي¬كنند و از روايات مربوط كدام نظريه را مي¬توان تاييد كرد؟

نوشتار حاضر پاسخي كوتاه به سؤال فوق است.
به اعتقاد ما، استفادة امام از حربة قتل، جنگ و خشونت در كم¬ترين حد ممكن خواهد بود و درصد بسيار اندكي از اهل كتاب در رويارويي با امام، به قتل خواهند رسيد. آن هم اهل كتابي كه از لجاجت و عناد خود دست برنداشته و حق آشكار را انكار كنند. اين ديدگاه را مي¬توان به وسيله قراين متعددي تأييد و تقويت كرد از جمله:

1. مؤيد اول: نرمش دولت¬ها در برابر امام مهدي (عج)
بي¬گمان، امام مهدي (عج) براساس موازين فقهي و اسلامي پيش از لشكركشي و آغاز جهاد، اهل كتاب را به اسلام خوانده و اهداف خود از جهاد را به آنان اعلام خواهد فرمود. آن اهداف عبارتند از گسترش توحيد، معنويت، عدالت... . رساندن اين پيام به گوش جهانيان، با توجه به فن¬آوري موجود در امر اطلاع¬رساني و ارتباطات امري ساده خواهد بود. با رسيدن پيام حضرت به گوش جهانيان، اين پيام آسماني در دل انسان¬هاي خسته و مأيوس نور اميدي مي¬تاباند و انسان¬هاي تشنة معنويت و عدالت و خسته از پوچي و ظلم و فساد را به جنبش و تحرك وا مي¬دارد و در درون كشورهاي مسيحي و يهودي گروه¬ها و جماعت‌هاي زيادي خود به خود و به صورت خودجوش شكل گرفته و خود را براي كمك به امام كه در حال حركت به سوي آن¬هاست آماده مي¬كنند. امام صادق ع مي¬فرمايد:
اذا خرج القائم خرج من هذالامر من كان يري انه من اهله و دخل فيه شبه عبدة الشمس والقمر[8]
چون قائم (عج) قيام كند، كسي كه گمان مي¬رفت اهل اين امر باشد از آن خارج مي¬شود. و در مقابل، افرادي كه مانند خورشيد و ماه¬پرستان هستند به آن مي¬پيوندند.
گرچه در اين روايت تعبير «مثل خورشيد و ماه¬پرستان» آمده، ولي به قرينه صدر روايت منظور كساني است كه از آن¬ها پيوستن به امام مهدي (عج) توقع نمي¬رفت و اين تعبير شامل تمامي غيرمسلمانان مي¬شود. هم‌چنين بسياري از اهل كتاب امروز جهان، به اسم، اهل كتابند و از نظر عمل و اعتقادات و اخلاقيات به ماه و خورشيدپرستان بي‌شباهت نيستند. به هر حال «با شكل گرفتن اين گروه¬ها و جماعت¬ها، حكومت¬هاي اين مناطق هرچند هم كه مصمم بر مقاومت و جنگ باشند، ناگزير از نرمش و اقدام مسالمت¬آميز خواهند بود؛ چرا كه حاكم در چنين شرايطي مانند شخص غيرمسلحي است كه هيچ توان و نيرويي ندارد. و تدريجاً دولت¬هاي كافر درمي¬يابند كه آينده جهان در دست امام مهدي (عج) خواهد بود و اين حقيقتي است كه گريزي از آن نيست يا اين¬كه دست‌كم حكومت امام مهدي (عج) هم‌چون دولت بزرگي خواهد بود كه جبهه¬گيري و رويارويي با او بسيار مشكل خواهد بود. بنابراين بهترين روش، نزديك شدن به او و داشتن برخوردي محترمانه است».[9]

با وجود چنين نرمشي از سوي دولت¬ها، به يقين، جنگ و كشتار به پايين¬ترين سطح ممكن خواهد رسيد.

ادامه دارد.

کپي رايت توسط : ...:: MouoodOnline ::...
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبي و ذکر منبع امکان پذير است

نوشته شده توسط محبان_مهدی  | لینک ثابت |

ياد امام عصر (عج) در عيد فطر پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 2:47
اي عبدالله! هيچ عيد قربان و عيد فطري براي مسلمانان نيست جز آنكه در آن روز غم و اندوه آل محمّد(ص) تازه مي‌شود. عرض كردم: چرا؟ حضرت فرمود: چون آنها حقّ خودشان را در دست ديگران مي‌بينند.


سيّد بزرگوار، علي بن طاووس دربارة ادب و احترام معتقدان به مقام والاي امامت حضرت مهدي(ع) در روز عيد فطر مطلبي را بدين شرح يادآور شده است:

در روز عيد فطر، اگر آن حضرت، صاحب حكم و امر بودند و در مسند حكومت نشسته، همة مردم از آن حضرت فرمان مي‌بردند، مي‌بايست به افتخار توجه و احسان خداوند به آن حضرت و تماميّت قدرتش به حضرتش تبريك و تهنيت گفت.

پس، به خود و عزيزان خود و همة مردم جهان و به هر فردي كه به واسطة امامت او و به بركت وجود او هدايت شده، و به وسيلة بركات دولت او خوشبخت شده است؛ تبريك و تهنيت بگو.

و اگر اعتقادت بر اين است كه آن حضرت واجب‌الاطاعه است، پس بايد آثار اطاعت و ياري، در خشم و غضب تو همراه خداي متعال ـ كه مولاي تو و مولاي اوست ـ و خشم و تأسّف بر آنچه از فضل او از دست رفته است در چنين روزي در چهرة تو هويدا گردد.

زيرا كه از شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه و غير آن براي ما روايت شده است كه حنّان بن سدير از عبدالله بن دينار از امام باقر(ع) نقل كرده كه حضرت فرمود:

اي عبدالله! هيچ عيد قربان و عيد فطري براي مسلمانان نيست جز آنكه در آن روز غم و اندوه آل محمّد(ص) تازه مي‌شود. عرض كردم: چرا؟ حضرت فرمود: چون آنها حقّ خودشان را در دست ديگران مي‌بينند.

سيّد بن طاووس در ادامة سخن مي‌فرمايد:
آري، تو اگر دوران حضور حضرتش را در مقابل ديدگانت حاضر مي‌كردي، مي‌ديدي كه چگونه پرچم اسلام با عدل و داد به اهتزاز درآمده، احكام مردم با فضل و برتري شهرت يافته، همة اموال در راه خدا به بندگان بخشيده مي‌شود، و مردم را به آرزوهاي خوب مژده داده، و از آنها مي‌پذيرند.

و چگونه ايمني و امنيّت، همة مناطق دور و نزديك را فرا گرفته، هر ناتوان و خوار و تنهايي را به‌طور كامل ياري مي‌كنند؟

و چگونه دنيا با خورشيدهاي سعادت‌بخش خود روشن شده، دست اقبال سعادتش را بر هر زمين پست و بلندي گشوده است؟

و چگونه حكم باهر و سلطنت پيروز و قاهر خدا در همه جا آشكار مي‌شود، به طوري كه عقل‌ها و دل‌ها شادمان مي‌شوند و همة آفاق ـ كران تا كران ـ از نور و روشنايي پر مي‌شود؟

اي برادر! سوگند به خدا، اگر چنين مدينة فاضله‌اي در برابر ديدگانت مجسّم شود، در همچو عيدي كه به آمدن آن مسرور و خوشحال بودي عيشت مكدّر شده، به هم خواهد خورد، و خواهي دانست كه چقدر كرامت خدا و فضل و احسان او از تو فوت شده و غم و اندوه و تأسّف بر تو غلبه كرده، سراسر وجودت را فرا مي‌گيرد و اشك در چشمانت حلقه خواهد زد، زيرا سزاوار است كه تو بر عزيز خود وفا نمايي.

اينك سخن را در اين گفتار از تو دريغ كرده و عنان آن را به دست گرفته كه سخن در اين مقال زياد است و آنچه بيان شده از باب اشاره و تنبيه بود، زيرا كه آنچه ما مي‌خواهيم شرح دهيم، عبارات گنجايش آن را ندارند.

بديهي است كه وفا و صفا بر ياران حق‌شناس موقع جدايي و دوري، بهتر از وفا و صفاي در حضور و كنار آنها است، پس بايستي در قلبت براي مولاي خود وفا و صفا داشته باشي كه پروردگار تو براي برطرف كردن اندوهت توانا است.1

پي‌نوشت
:
1. اقبال الاعمال، ص 584.
نوشته شده توسط محبان_مهدی  | لینک ثابت |

حوادث رمضان پيش از ظهور دوشنبه دوم مهر 1386 13:56
 
 «صيحه» به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اينجا منظور ندايى است كه شب بيست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنيده مى‏شود. هر جمعيتى آن را به زبان خويش مى‏شنود و از آن حيران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنيدن اين ندا خوابيده بيدار مى‏شود؛ ايستاده مى‏نشيند؛ نشسته بر سر جاى خود ميخكوب مى‏شود.

 
1 ـ خورشيدگرفتگي‌ و ماه‌گرفتگي‌ در زمان‌ غير عادي

يكي‌ از مظاهر قدرت‌ الهي‌ كه‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمايي‌ كرده‌ و اشارة‌ مخصوصي‌ را براي‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ كه‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ مي‌آورد، كسوف‌ خورشيد در روز سيزدهم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بيست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.

علت‌ پديد آمدن‌ اين‌ دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور كه‌ خلاف‌ روال‌ عادي‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ ديده‌ نشده‌، از اين‌ قرار است‌:

الف‌) رسوخ‌ و عمق‌ يافتن‌ نظريه‌ مهدويت‌ و اعتقاد به‌ حضرت‌ در ميان‌ تمام‌ مسلمانان‌؛
 
ب‌) متوجه‌ كردن‌ مؤمنان‌ مخلص‌ به‌ نزديكي‌ ظهور.
 
«ثعلبة‌ ازدي‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:

دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشيدگرفتگي‌ در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگي‌ در آخر آن‌.

به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: يابن‌ رسول‌الله خورشيد در انتهاي‌ ماه‌ كسوف‌ مي‌كند و ماه‌ در نيمة‌ آن‌ خسوف‌.
حضرت‌ فرمودند:
خودم‌ مي‌دانم‌ چه‌ مي‌گويم‌؛ اين‌ دو نشانه‌اي‌ است‌ كه‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمين‌) سابقه‌ نداشته‌ است‌. 1

«ورد بن‌ زيد اسدي‌» برادر «كميت‌» هم‌ از آن‌ حضرت‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
 پيش‌ از اين‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگي‌ خواهد بود؛ كه‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهاي‌ ماه‌) و خورشيد گرفتگي‌ در روز پانزدهم‌ كه‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ اين‌ ترتيب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ مي‌ريزد.

ابوبصير هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌ حضرت‌ فرمودند:
 نشانة‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) كسوف‌ خورشيد در بيست‌ و سوم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌. 2

خسوف‌ ماه‌ معمولاً به‌ جهت‌ قرار گرفتن‌ زمين‌ در ميان‌ خورشيد و ماه‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ زمان‌ آن‌ هم‌ در نيمة‌ ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. كسوف‌ خوشيد هم‌ غالباً زماني‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ماه‌ بين‌ زمين‌ و خورشيد قرار گيرد و زمان‌ آن‌

هم‌ در آخر ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. چنين‌ حادثه‌اي‌ (كه‌ دچار بدأ 3  هم‌ نخواهد شد) در زماني‌ غير از زمان‌ عادي‌ آن‌ ـ بنا برگفته‌ روايات‌ ـ با فرض‌ احتمالات‌ زير ممكن‌ مي‌شود:

احتمال‌ اول‌:  اين‌ قضيه‌ معجزه‌گونه‌ و از طريق‌ يكي‌ از اسباب‌ و علل‌ عادي‌ (وناشناخته‌) انجام‌ شود.

البته‌ با اختلافي‌ ساده‌ و آن‌ هم‌ آگاهي‌ ما از زمان‌ وقوع‌ آن‌ است‌، كه‌ البته‌ طريقه‌ حدوث‌ اين‌ اعجاز يا كيفيت‌ شكل‌گيري‌ را نمي‌توانيم‌ تصور كنيم‌ و همين‌ قدر كافي‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اين‌ معجزه‌ انجام‌ مي‌شود و آن‌ هم‌ معجزه‌اي‌ كه‌ از زمان‌ هبوط‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) تا كنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و لذا محاسبات‌ ستاره‌شناسان‌ را برهم‌ مي‌زند.

احتمال‌ دوم‌:  به‌ واسطة‌ ممانعت‌ جسمي‌ بزرگ‌ رخ‌ مي‌دهد.

ممكن‌ است‌ يكي‌ از اشياء سرگردان‌ در فضا (بنا بر گفته‌ دانشمندان‌) به‌ منظومة‌ شمسي‌ نزديك‌ شده‌ و با قرار گرفتن‌ در مقابل‌ خورشيد مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ به‌ زمين‌ شود و كسوف‌ پس‌ از ده‌ روز پيش‌ بيايد و همين‌ شي‌ء در اواخر ماه‌ هم‌ كه‌ ماه‌ به‌ شكل‌ هلال‌ ديده‌ مي‌شود در برابر آن‌ قرار گيرد و بر حسب‌ سرعت‌ و حجم‌ آن‌ شي‌ء خسوف‌ كلي‌ يا جزيي‌ رخ‌ دهد. از جمله‌ نشانه‌هايي‌ كه‌ براي‌ ظهور ذكر شده‌ است‌ و بي‌ارتباط‌ با اين‌ بخش‌ از مطالب‌ نيست‌ اين‌ است‌ كه‌ نور خورشيد از زمان‌ طلوعش‌ تا 23 از روز ناپديد مي‌شود كه‌ اين‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ كه‌ شي‌ء فضايي‌ بين‌ خورشيد و زمين‌ قرار گرفته‌ و به‌ مدت‌ 23 از طول‌ روز مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ 4  به‌ زمين‌ مي‌شود كه‌ بالطبع‌ با كسوفي‌ كه‌ از يك‌ تا سه‌ ساعت‌ طول‌ مي‌كشد، متفاوت‌ است‌.

 احتمال‌ سوم‌:  به‌ جهت‌ تغييرات‌ دروني‌ خود خورشيد.

تعبير علمي‌ اين‌ مطلب‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انفجارهاي‌ عظيم‌ يا تغييرات‌ فيزيكي‌ خاصي‌ در خورشيد پديد آيد طوري‌ كه‌ مدت‌ مشخصي‌

اشعه‌ خورشيد به‌ اطراف‌ پراكنده‌ نگردد و يا اينكه‌ انفجارهاي‌ پشت‌ سر هم‌ ماه‌ رمضان‌ در خورشيد، كسوف‌ اواسط‌ ماه‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و در آخر ماه‌ كه‌ از ماه‌ هلالي‌ بيش‌ پيدا نيست‌، خسوف‌ را؛ كه‌ اين‌ احتمال‌ نزديك‌ترين‌ و جدي‌ترين‌ احتمالات‌ است‌ خصوصاً اگر اين‌ دو را به‌ آيات‌ و نشانه‌هايي‌ كه‌ از آسمان‌ است‌ و در بحث‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ به‌ آنها پرداختيم‌، ضميمه‌ كنيم‌، مي‌توان‌ آنها را هم‌ با اين‌ احتمال‌ توجيه‌ كرد: توقف‌ خورشيد در زمان‌ سفياني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ مانع‌ حركت‌ كردن‌ خورشيد شود يا حركت‌ آرامي‌ كه‌ مانند بازگشت‌ عمل‌ آن‌ براي‌ مدت‌ دو يا سه‌ ساعت‌ باشد يا ظاهر شدن‌ بدني‌ نمايان‌ در قرص‌ خورشيد (از جمله‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌) هم‌ ممكن‌ است‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ وقتي‌ در سطح‌ خورشيد گسترش‌ يابد به‌ شكل‌ سينه‌ و صورت‌ انسان‌ به‌ نظر برسد. دانشمندان‌ متأخر به‌ حدوث‌ چنين‌ جرياني‌ در خورشيد كه‌ در حديث‌ هم‌ مي‌توان‌ تأكيد بر چنين‌ مطلبي‌ را يافت‌ اشاره‌ كرده‌اند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ پس‌ از ذكر صيحه‌ و نداي‌ آسماني‌ ماه‌ رمضان‌ (در بيست‌ و سوم‌ ماه‌) مي‌فرمايند:

از فرداي‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشيد رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهايت‌ سياه‌ و تاريك‌ مي‌شود. 5
 
تاريكي‌ خورشيد خود دليل‌ روشني‌ است‌ براي‌ وقوع‌ خسوف‌ ماه‌ در روز (بيست‌ و پنجم‌ آن‌ ماه‌ رمضان‌)
و شايد اين‌ تفسير بهترين‌ تفسير علمي‌ و نزديك‌ترين‌ احتمال‌ به‌ واقعيت‌ باشد كه‌ احدي‌ پيش‌ از اين‌ بدان‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌ و پس‌ از تفكر جدي‌ و عميق‌ در باب‌ نشانه‌هاي‌ ظهور و آيات‌ آسماني‌ كه‌ الزاماً نبايد اين‌ حوادث‌ معجزه‌ باشند، حاصل‌ شده‌ است‌. 6

2 - نداى آسمانى صيحه

اين نشانه يكى از پنج مورد نشانه حتمى ظهور است.

»صيحه« به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اينجا منظور ندايى است كه شب بيست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنيده مى‏شود. هر جمعيتى آن را به زبان خويش مى‏شنود و از آن حيران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنيدن اين ندا خوابيده بيدار مى‏شود؛ ايستاده مى‏نشيند؛ نشسته بر سر جاى خود ميخكوب مى‏شود نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه‏هاى خويش بيرون مى‏آيند. اين ندا از جبرئيل امين است، كه به زبانى رسا چنين اعلام مى‏كند:
»صبح نزديك شد7. بدانيد كه حق با مهدى(ع) و شيعيان اوست«.

پس از آن در بعدازظهر (نزديك مغرب) شيطان لعين در ميان زمين و آسمان ندا مى‏دهد كه: »آگاه باشيد كه حق با عثمان و شيعيان اوست«. ظاهراً مراد از »عثمان«، »عثمان بن عنبسه« يا همان سفيانى است.

ابوحمزه مى‏گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: آيا شورش سفيانى از علايم حتمى ظهور است؟ حضرت فرمودند: آرى ندا هم حتمى است... از حضرت پرسيدم: اين ندا چگونه خواهد بود؟ فرمودند:

يك منادى اول روز ندا مى‏دهد كه حق با آل على(ع) و شيعيان اوست و در انتهاى روز شيطان ندا مى‏دهد كه حق با عثمان و شيعيان اوست و در اين زمان ياوه‏گويان (باطل‏گرايان) دچار ترديد مى‏شوند.8

دليل برخاستن اين صداى آسمانى از اين قرار است:
الف) توجه دادن مردم به نزديكى ظهور؛
ب) به وجود آوردن آمادگى درونى در ميان مؤمنان مخلص.

توجه به زمان وقوع اين نشانه؛ يعنى با فضيلت‏ترين ماه و شب سال - كه اقبال و رويكرد دينى مسلمانان به حد اعلاى خود مى‏رسد - اهميت آن را ثابت مى‏كند.

ابوبصير از امام باقر(ع) چنين روايت مى‏كند:
صيحه حتماً در ماه رمضان، خواهد بود؛ چرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداى جبرئيل است براى خلق.
سپس فرمودند:

منادى از آسمان به نام قائم(ع) ندا سر مى‏دهد و از مشرق تا مغرب صدايش را مى‏شنوند. از ترس آن صدا هيچ خوابيده‏اى نمى‏ماند؛ مگر اينكه بيدار مى‏شود و ايستادگان همگى مى‏نشينند و نشستگان هم بر دو پاى خويش برمى‏خيزند. خداوند بيامرزد هر كه از اين صدا عبرت بگيرد. صدا، صداى جبرئيل روح‏الامين است كه در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان بر خواهد خاست. پس از آن شكايتى نداشته باشيد و گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد. در انتهاى روز صداى ابليس ملعون (شنيده مى‏شود) كه ندإ؛ مى‏دهد آگاه باشيد كه فلانى مظلومانه كشته شد تا مردم را به شك بيندازد و آنها را مبتلا به فتنه كند. چقدر شك‏كنندگان متحير در آن روز زيادند كه در آتش افكنده شده‏اند. وقتى صدا را در ماه رمضان شنيديد از آن شكايت نكنيد كه آن صداى جبرئيل است و نشانه آن اين است كه به نام قائم و پدرش(ع) ندا مى‏دهد. به طورى كه حتى دوشيزگان در خلوتگاه‏هايشان در خانه آن را مى‏شنوند و پدر و برادر خويش را براى خروج (و قيام) تشويق مى‏كنند.

و فرمودند:
به ناچار اين دو صدا بايد پيش از قيام قائم(ع) باشد: صدايى از آسمان كه صداى جبرئيل است و به نام صاحب اين امر و نام پدرش و صدايى كه از زمين شنيده مى‏شود و آن صداى ابليس است كه به نام فلانى ندا مى‏دهد كه مظلومانه كشته شد ولى با آن به دنبال فتنه است. پس شما نداى اول را اجابت و اطاعت كند و از دومى و از اينكه به فتنه‏اش افكنده شويد، بپرهيزيد.

سپس پس از بيان بخش زيادى از حديث فرمودند:

وقتى كه بنى‏فلان در ميان آنها اختلاف افتاد؛ در آن زمان چشم انتظار فرج باشيد و فرج شما تنها در اختلاف بنى‏فلان است. پس وقتى دچار اختلاف شدند منتظر صيحه در ماه رمضان باشيد و (پس از آن) قيام قائم(ع) كه خداوند هر چه را بخواهد به انجام مى‏رساند.9

عبداللَّه بن سنان مى‏گويد: نزد امام صادق(ع) بودم كه شنيدم مردى از ديار هَمدان به حضرت عرض كرد: عامه (اهل سنت) ما را سرزنش مى‏كنند و مى‏گويند شما گمان مى‏كنيد كه منادى از آسمان به نام صاحب اين امر ندا درمى‏دهد. حضرت كه تكيه داده بودند خشمگين شدند، جلوتر آمدند و نشستند. سپس فرمودند:

آن را از من روايت نكنيد و از پدرم روايت كنيد كه ديگر هيچ عيبى براى شما نخواهد داشت. شهادت مى‏دهم كه از پدرم(ع) شنيدم كه مى‏فرمودند: واللَّه! اين مطلب در قرآن به وضوح بيان شده است آنجا كه مى‏گويد:
إن نَشاء نفنَزّفل عَلَيهفم مفنَ السَماءف آيةً فَظَلَّت أعناقفهم لَها خاضفعينَ.10
اگر بخواهيم از آسمان معجزه‏اى بر ايشان مى‏فرستيم كه گردن‏هايشان را براى هميشه به زير افكنند.

آن روز در زمين احدى باقى نمى‏ماند كه به عنوان خضوع گردنش را كج نكرده باشد. اهل زمين ايمان مى‏آورند، آن زمان كه اين صدا را از آسمان بشنوند كه: »آگاه باشيد حق در ميان على‏بن ابى‏طالب(ع) و شيعيان اوست«.
سپس فرمودند:

فرداى آن روز شيطان در هوا بالا مى‏رود به طورى كه از زمين متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد كه بدانيد حق در عثمان بن عفان و پيروان اوست. او مظلومانه كشته شد (بياييد) و قصاص خونش را طلب كنيد.
حضرت ادامه دادند:

خداوند آنها را كه ايمان آورده‏اند؛ با اقرار (هميشه به يك شكل) پابرجا و ثابت قدم مى‏كند و اين همان نداى اول است. آنها هم كه در دل‏هايشان مرض است آن روز به شك مى‏افتند كه اين مرض واللَّه، عداوت اهل‏بيت(ع) است. بنابراين در آن زمان از ما بيزارى مى‏جويند در عين حال كه به ما متمايل مى‏شوند؛ مى‏گويند آن صداى اول جادويى از سحرهاى اهل بيت(ع) بود سپس امام صادق(ع) اين آيه را تلاوت كردند كه:
وَ إن يَرَوا آيةً يفعرفضفوا وَ يَقولفوا سفحرٌ مفستَمَرٌ.11
اگر آنها معجزه‏اى را مشاهده كنند از آن روى گردانده، مى‏گويند اين همان جادوى هميشگى (آنها) است.12

زرارة بن اعين از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمودند:
منادى از آسمان ندا مى‏دهد كه: »فلانى فرمانرواست« و منادى (ديگرى) هم ندا مى‏دهد كه: »همانا على و شيعيان او رستگارند«.

پرسيدم: چه كسى پس از اين با مهدى(ع) مى‏جنگد؟ فرمودند:
مردى از بنى‏اميه كه شيطان ندا مى‏دهد همانا فلانى و پيروان او رستگار مى‏شوند.

گفتم: پس چه كسانى راستگو را از دروغگو تشخيص مى‏دهد؟ فرمودند:
آنها كه احاديث ما را روايت مى‏كنند و پيش از وقوع اين اتفاقات مى‏گويند چنين مى‏شود و مى‏دانند كه آنها راستگويند و حق دارند.13

اين ندا مصداق اين آيه است كه:

أفَمَن يَهدى إلَى الحَقّ أحَقف أن يفتَّبَع أمَّن لا يَهفدّى إلاّ أن يفهدى فَما لَكفم كَيفَ تَحكفمونَ.14
آيا آنكه به سوى حقيقت هدايت مى‏كند شايسته‏تر است كه تبعيت شود يا آنكه هدايت نمى‏پذيرد جز آنكه هدايت شود؛ شما را چه مى‏شود، چگونه قضاوت مى‏كنيد؟

لذا اين ندا و صيحه آسمانى (صداى جبرئيل) مانند پيشامد بزرگ غير منتظره‏اى است كه جنبه‏اى اعجازى دارد و در دل دشمنان خدا ترس و هراس مى‏افكند و بشارت بزرگى براى مؤمنان است كه از نزديكى ظهور حكايت مى‏كند و اين مصداق آيه‏اى از قرآن كريم است كه مى‏گويد:
افن نَشَاء نفنَزّفل عَلَيهفم مفن السَماء آيةً فَظَّلت اَعناقفهفم لَها خاضفعين.15

و آيه ديگرى كه مى‏گويد:
وَ استَمع يَوم يفنادى المفنادى مفن مَكانف قَريبف يَومَ يَسمَعفونَ الصَّيَحَةَ بفالحَقّف ذلفكَ يَومف الخفروجف16.
و آن روزى كه منادى از جايى نزديك ندا مى‏دهد، گوش فرا ده. آنها زمانى كه صيحه را به حق بشنوند آن روز زمان خروج است.

وظايف مؤمنان در هنگام پيشامد اين صيحه:

در احاديث اهل بيت(ع) در اين زمينه چنين آمده است:

الف) پس از شكر و ستايش خداوند: به جا آوردن نماز صبح جمعه مورد بحثمان، به خانه‏هايتان برويد و درها را قفل كنيد و دريچه‏ها و روزنه‏ها را ببنديد و خودتان را در ميان چيزى بپوشانيد و گوش‏هايتان را بگيريد (در حديث آمده است كه از آثار اين صيحه اين است از شدت و قوت اين صدا 70/000 نفر كر و 70/000 نفر لال مى‏شوند)، هرگاه صدا را شنيديد پس به سجده بيفتيد و بگوييد:
سبحان ربنّا القدّوس.
پروردگار مقدس ما منزه است
هر كه چنين كند نجات مى‏يابد و هر كه از اين عمل روى گرداند هلاك مى‏شود.17
اين از جمله مواردى است كه هر كس خداوند متعال بر آن توفيقش داد تا نعمت درك آن عهد مبارك را با ظهور حضرت مهدى(ع) بيابد، واجب است بر آن شكرگزار باشد.

ب) انبار كردن غذاى يكسال خود و خانواده‏اش: امام باقر(ع) فرمودند:
نشانه حادثه‏ها در ماه رمضان، نشانه‏اى است در آسمان كه مردم پس از آن دچار اختلاف مى‏شوند. هرگاه آن را درك كردى غذايت را بيشتر كن.18
پس از شنيده شدن نداى آسمانى ميان مردم اختلاف، جنگ و فتنه (نبرد قرقيسيا) پديد آمده و به دنبال آن قحطى و گرانى خوراكى‏ها پيش مى‏آيد و از اين رو ائمه(ع) به شيعيان مؤمن خويش و مسلمانان سفارش كرده‏اند كه غذا و نيازمنديهاى خود و خانواده‏هايشان را براى مدت يك سال ذخيره كنند. شما را به خدا، ببينيد چقدر اين امامان بزرگوار(ع) تيزبين بوده‏اند و به چه ميزان به شيعيان و دوستداران خويش محبت مى‏ورزيده‏اند. ما در طول سال‏هاى عمر خود چگونه به اين محبت‏هاى ايشان جواب داده‏ايم و چقدر در صدد جبران محبت‏هايشان بوده‏ايم؟ آرى! هر كس كه به آنها عشق ورزيده و با آنها ارتباط دارد؛ مى‏تواند به محبت ايشان نسبت به خود مباهات و افتخار كند.

3 - بيعت كردن 30/000 نفر از قبيله بنى‏كلب با سفيانى

سفيانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سياسى و جنگ‏هاى خويش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خويش را گسترش مى‏دهد و در اين زمان ديگران هم به او پيوسته و مجموعه‏ها و قبايل غير دينى به دنبال او راه مى‏افتند. پيامبراكرم(ص) در اين رابطه فرمودند:

سفيانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اينكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20/000 نفر از قبيله بنى‏كَلَب با او بيعت مى‏كنند.19

قبيله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفيانى؛ يعنى همان قبايل دروز14 مى‏باشند كه در آينده او را همراهى مى‏كنند. اين قبيله در عصر معاويه نصرانى بودند و معاويه از آنها با مادر يزيد (عليهم‏اللعنة) قاتل سيدالشهدا(ع) ازدواج كرد. بنابراين، سفيانى از اولاد يزيد بن معاوية بن ابى‏سفيان (عليهم‏اللعنة) مى‏باشد. پيروان اين آيين در منطقه رمله (در بيابان برهوت شرقى فلسطين و غربى اردن و جنوب غربى سوريه دمشق) تا چند كيلومتر در اطراف آن سكنى گزيده‏اند.

ماهنامه موعود شماره 37
از كتاب شش ماه پاياني، انتشارات موعود


پي نوشت‌ها:

1 .  الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌374؛ الغيبة‌، نعماني‌، ص‌181، اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ الغيبة‌ شيخ‌ طوسي‌، ص‌270، بشارة‌الاسلام‌، ص‌96؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌516؛ تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌118.
 2 .  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌182؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌97؛ تاريخ‌ الغيبة‌الكبري‌، ص‌479؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌517.
 3 .  به‌ زودي‌ در همين‌ مجموعه‌ به‌ مسأله‌ بدأ خواهيم‌ پرداخت‌.
 4 .  الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌37.
 5 .  بحارالانوار، ج‌52، ص‌275؛ بشارة‌الاسلام‌، صص‌59 و 70.
 6.  البته‌ بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ خود مؤلّف‌ در نهايت‌ آن‌ را احتمال‌ مي‌شمرد و هر چند هم‌ كه‌ احتمال‌ قوي‌ باشد باز يقين‌آور نيست‌ بدين‌ معنا كه‌ الزاماً نبايد چنين‌ باشد و امكان‌ معجزه‌ بودن‌ اين‌ جريانات‌ خالي‌ از وجه‌ نيست‌؛ چرا كه‌ اگر بنا بود به‌ هر حال‌ اين‌ مطالب‌ به‌ زودي‌ تفسير علمي‌ آنها توسط‌ دانشمندان‌ آن‌ عصر بيان‌ شود كه‌ ديگر تعبير كردن‌ از آن‌ به‌ آيه‌ (قرآن‌ از معجزه‌ به‌ آيه‌ تعبير ياد مي‌كند) چندان‌ موجه‌ نمي‌باشد و مردم‌ با اتكاء به‌ گفته‌ دانشمندان‌ هيجان‌ خود را نسبت‌ به‌ اين‌ جريان‌ از دست‌ داده‌ و مسلمانان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حادثه‌ دهشتناك‌ نماز آياتي‌ خوانده‌ و از آن‌ روي‌ مي‌گردانند و اين‌ با آنچه‌ در ابتداي‌ سخن‌ دربارة‌ دو دليل‌ حدوث‌ اين‌ دو حادثه‌ گفته‌ شد متناقض‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌ بايد گفت‌ اگر بنا بود كه‌ اين‌ جريان‌ فوراً تفسير علمي‌ آن‌ بيان‌ شود نخواهد توانست‌ آيه‌ يا علامتي‌ براي‌ ظهور شمرده‌ شود يا حداقل‌ در احاديث‌ ديگر لازم‌ نبود اين‌ همه‌ روي‌ آنها تكيه‌ شود و گذرا به‌ آن‌ اشاره‌اي‌ مي‌كردند. واللهعالم‌ (مترجم‌).
7 . بحارالانوار، ج52، ص274.
8 . الارشاد شيخ مفيد، ج2، ص371؛ الغيبة، شيخ طوسى، ص266؛ اعلام‏الورى، ص429.
9 . الغيبة، نعمانى، ص170، بحارالانوار، ج52، ص231؛ النجم الثاقب، ج1، ص126، تاريخ مابعدالظهور، ص125.
10 . سوره شعراء (26)، آيه4.
11 . سوره قمر (54)، آيه2.
12 . الغيبة، نعمانى، ص173، بحارالانوار، ج52، ص292.
13 . الغيبة،نعمانى، ص176، بحارالانوار، ج52، ص295.
14 . سوره يونس (10)، آيه35.
15 . سوره شعراء (26)، آيه4.
16. سوره ق (50)، آيه42 و 41.
17. يوم‏الخلاص، ص1542.
18. يوم‏الخلاص، ص542.
19. يوم‏الخلاص، ص671، بيان‏الائمه، ج2، ص586.
120. طريقه دروزيه، طريقتى است دينى، فلسفى، اخلاقى و اجتماعى در سوريه و لبنان. اين طايفه منسوبند به »دَرَزَىّ« كه وى بعدها از اعتقاد خويش برگشت. عنوان اصلى اين طريقت موحدون است كه اساس عقيده‏شان بر حلول و تناسخ روح است. لغتنامه الرائد، ج1، ص787. [م.]

کپي رايت توسط : ...:: MouoodOnline ::...
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبي و ذکر منبع امکان پذير است

نوشته شده توسط محبان_مهدی  | لینک ثابت |